شاخص اعتماد مصرفکننده چیست و چرا برای بازارها اهمیت دارد؟
به گزارش با بازار؛ شاخص اعتماد مصرفکننده یک نظرسنجی اقتصادی است که احساس و نگرش مردم عادی نسبت به وضعیت اقتصادی — امروز و آینده — را اندازهگیری میکند. به زبان ساده، این شاخص میپرسد: «مردم فکر میکنند اقتصاد چطور پیش میرود و آیا برای خریدهای بزرگ آمادهاند؟»
چه کسی این شاخص را میسازد؟
مشهورترین نسخه آن، شاخص تمایلات مصرفکننده دانشگاه میشیگان است که هر ماه منتشر میشود. نسخه معروف دیگر، شاخص اعتماد مصرفکننده کنفرانس بورد است.
روش محاسبه شاخص
در این نظرسنجی از حدود ۵۰۰ تا ۵۰۰۰ خانوار چند سؤال کلیدی پرسیده میشود: وضعیت مالی خودت الان چطور است؟ وضعیت مالیات یک سال دیگر چطور خواهد بود؟ وضعیت اقتصاد کشور الان چطور است؟ وضعیت اقتصاد کشور در بلندمدت چطور خواهد بود؟ و آیا الان زمان خوبی برای خرید کالاهای بزرگ مانند خانه، خودرو یا یخچال است؟
پاسخها به عدد تبدیل میشوند و عدد ۱۰۰ بهعنوان سطح پایه در نظر گرفته میشود. بالای ۱۰۰ به معنای خوشبینی بیشتر از حد پایه و زیر ۱۰۰ به معنای بدبینی بیشتر از حد پایه است.
چرا این شاخص مهم است؟
مصرف حدود ۷۰ درصد اقتصاد آمریکا را تشکیل میدهد. اگر مردم بدبین باشند، کمتر خرج میکنند و اقتصاد کند میشود؛ و اگر خوشبین باشند، بیشتر خرید میکنند و رشد تقویت میشود. این شاخص دو زیرشاخص اصلی دارد: شرایط اقتصادی فعلی که احساس مردم نسبت به وضعیت امروز را میسنجد و انتظارات آینده که دیدگاه آنها نسبت به آینده را اندازهگیری میکند.
انتظارات تورمی در دل این شاخص
در همین نظرسنجی، از مردم پرسیده میشود فکر میکنند قیمتها یک سال و پنج سال آینده چقدر بالا میرود. این بخش برای فدرال رزرو بسیار مهم است، زیرا اگر مردم انتظار تورم بالا داشته باشند، خودشان باعث تورم میشوند؛ مثلاً زودتر خرید میکنند یا درخواست دستمزد بالاتر میکنند.
اثر آن بر بازارها
اگر شاخص بالا برود و نشانه خوشبینی باشد، معمولاً دلار و سهام تقویت میشوند و طلا تحت فشار قرار میگیرد. در مقابل، اگر شاخص پایین بیاید و نشانه بدبینی باشد، دلار تضعیف میشود، طلا تقویت میشود و سهام تحت فشار قرار میگیرد.
عدد ۴۶.۳ در چه سطحی قرار دارد؟
عدد ۴۶.۳ که در گزارش اخیر دانشگاه میشیگان اعلام شد، بسیار پایین است. برای مقایسه، در دوره کرونا این شاخص تا حدود ۷۰ افت کرد و در بحران ۲۰۰۸ تا حدود ۵۵ رسید. بنابراین عدد ۴۶.۳ بحرانیترین سطح در چند سال اخیر محسوب میشود؛ یعنی مردم آمریکا در حال حاضر بهشدت بدبین هستند و این برای فدرال رزرو یک زنگ خطر جدی است، چون همزمان انتظارات تورمی نیز بالا رفته و سناریوی رکود تورمی را پررنگتر کرده است.
تحلیل
اهمیت شاخص اعتماد مصرفکننده تنها به یک عدد ماهانه محدود نمیشود؛ این شاخص یک «آینه پیشنما» از رفتار آینده مصرفکننده است. از آنجا که مصرف نزدیک به ۷۰ درصد تولید ناخالص داخلی آمریکا را تشکیل میدهد، تغییرات در احساس مصرفکننده معمولاً با یک یا دو فصل تأخیر در دادههای خردهفروشی، سفارشات تولیدی و رشد اقتصادی بازتاب مییابد.
نکته کلیدی برای بازارها، ترکیب دو جزء این شاخص است. اگر افت اعتماد همراه با کاهش انتظارات تورمی باشد، فدرال رزرو میتواند با خیال راحتتر نرخ بهره را کاهش دهد و این برای سهام و اوراق مثبت است. اما اگر افت اعتماد با افزایش انتظارات تورمی همراه شود — همانطور که در داده اخیر دیدیم — سیاستگذار در تله رکود تورمی گرفتار میشود؛ نمیتواند نرخ را کاهش دهد چون تورم بالاست و نمیتواند نرخ را افزایش دهد چون اقتصاد در حال ضعیف شدن است.
در چنین شرایطی، معمولاً بازارها به سمت داراییهای واقعی مانند طلا و کالاهای فیزیکی متمایل میشوند و نوسان در بازار سهام افزایش مییابد. برای سرمایهگذاران، پایش ماهانه این شاخص — بهویژه زیرشاخص شرایط فعلی و انتظارات تورمی — یکی از مهمترین ابزارها برای پیشبینی مسیر سیاست پولی و جهت بازارهای مالی است.
